من هفت سال تحصیلی یعنی دوره‌های راهنمایی و دبیرستان رو در مدرسه موسوی گذروندم. مدت زیادیه. خاطرات زیادی از این مدرسه دارم. بخصوص اینكه اكثر دانش آموزها از همون كلاس اول راهنمایی توی همون مدرسه مونده بودند. هر وقت از جلوی این مدرسه رد میشم، روحم پرواز میكنه به اون سالها. خیلی دوست دارم بازم برم تو مدرسه و پشت نیمكتهاش بشینم.

یادم می آد سال چهارم دبیرستان كه بودیم، دیگه خودمون رو مالك مدرسه می‌دونستیم. بخصوص اینكه مسئولین مدرسه برای سال چهارمی‌ها استثنائاتی قائل می‌شدند. مثلاً اچهارمی‌ها می‌تونستند در زمان زنگهای تفریح توی كلاس بمونند یا پس از تعطیلی مدرسه، به درس خوندن ادامه بدهند و غیره. (این مطالب رو بخاطر بسپارین كه بعدها ازش زیاد استفاده خواهم كرد.)

یك روز از روزهای تحصیلی سال چهارم، یكی از همكلاسهای باحال به نام غلامرضا مشهدی تصمیم گرفت كه توی كلاس چایی دم كنه و به بچه‌ها و معلمها چایی داغ بده. برای همین صبح از خونشون یه چراغ الكلی، یه كتری، چندتا استكان و كمی چای و قند آورده بود. بعد از زنگ اول، بساط چایی رو به پا كرد و همه بچه‌ها مراسم چای خوران رو اجرا كردند.

مراسم چای خوران با حضور بنده

اما زنگ دوم، دینی داشتیم. مشهدی یك چایی خوش رنگ ریخت و برد جلوی كلاس و گذاشت روی میز معلم. آقای عیسی‌زاده معلم دینیمون، حاج و واج مونده بود كه چی بگه. بعد از دقایقی كه به خودش اومد گفت كه جریان چیه؟ از كی تا حالا برای معلمها توی كلاس درس هم چایی می‌آرن. بنده خدا فكر كرده بود كه بابای مدرسه سفارشی براش چای آورده. بچه‌ها كمی خندیدند و ناری (یكی از همكلاسیها) گفت: زحمت این چایی رو مشهدی كشیده.

معلم خیلی ناراحت شد و یك ربعی به نصیحت كردن ما پرداخت. بعد هم گفت كه روزه‌ گرفته و چایی نمی‌خوره. بچه‌ها می‌دونستند كه اگر مطلب خاصی پیش بیاد، عادت آقای عیسی‌زاده است كه درس رو رها كنه و به اون مسئله خاص بپردازه. از اینرو ناری با حركتی سریع، چایی رو سركشید. این موضوع كه باعث خنده بچه‌ها شده بود باعث شد تا نصیحتها و عدم پرداختن به درس، مدت دیگری هم ادامه پیدا كنه.


اسامی بعضی از افراد حاضر در عكس فوق: معین، میرافضل، آشتیانی، اضطرابی، دزواره، ابوالقاسم، سلطانی، آزاد، ابك، بصیرتی، عسگری، بهرامی، امامی، قنبری، مشهدی، حیدری، هوشیاری و علی‌اكبری (اسم دو نفر رو هم فراموش كرده‌ام)


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 مرداد 1386    | توسط: علی اکبری    | طبقه بندی: راهنمایی و دبیرستان،     | نظرات()